محمد تقي جعفري

53

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

الف - بزرگداشت و بزرگ ديدن اعمال ، اين حالت روانى به تنهائى براى تباه كردن همهء اعمال كفايت مىكند و آيات و روايات وارده در بيان قبح و وقاحت عجب بقدرى فراوان و مؤكَّد است كه اگر كسى با توجّه كامل آنها را مورد مطالعه قرار بدهد ، يقينا حاضر نخواهد شد حتّى يك لحظه در بزرگترين عملى كه با كمال آگاهى و اختيار آن را بجاى آورده است ، عجب و خود بينى داشته باشد . ب - اختلاف در پروردگار كه منجرّ به انكار يا شكّ در وجود آن آشكارترين موجود بوده باشد ، كه ناشى از كج فهمى در بارهء مقام شامخ ربوبى و صفات جمال و جلال او است ، همهء اينها مستند به وسوسه‌ها و غلبهء تخيّلات و تسويلات شيطانى مىباشند . ج - اولاد آدم با گسيختن از يكديگر و حسادتها چنان از همديگر دور مىشوند كه گوئى اصلا ميان آنان كمترين رابطه اى وجود ندارد ، بلكه گاهى اين جدائى و گسيختگى بدرجه اى از شدّت مىرسد كه رابطهء ميان انسانها را مبدّل به تضادّ مىنمايد ، سرتاسر تاريخ شاهد گوياى اين تضادّ كشنده مىباشد . د - يكى ديگر از عوامل تشتّت و پراكندگى انسانها از همديگر كه هيچگونه شعارهاى خوش آيند سياسى و هنرى نتوانسته است آن را از بين ببرد . شكّ و پندار در اهداف و آمال و آرمانهائى است كه منحصرترين راه وحدت و هماهنگى انسانها مىباشند ، ولى آنچه كه مشاهده مىشود ، شكّ و پندار در امور مزبوره تقريبا همهء اقوام و ملل را در همهء دورانهاى تاريخ در خود فرو برده است ، لذا بايد گفت : با استمرار و بقاى اين عامل تباه كننده اميد وحدت و هماهنگى ميان انسانها خواب و خيالى بيش نيست . ه - همينطور آدميان بر خلاف فرشتگان به جهت پست همّتىهائى كه دارند همواره در درجات پائين وجود كه طبيعت و خوشىهاى محدود و موقّت آن